می خواهی بروی؟؟
خب برو انتظار مرا وحشتی نیست
شب های بیقراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود0
برای چه ایستاده ای؟؟
به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟؟
تردید نکن نفسهای آخر است
نترس، احساسم اگر نمیرد ،
بی شک بقیه روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست
یک احساس فلج ، تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود،
پس راحت برو مسافری در راه انتظارت را میکشد،
طفلک چه می داند روحش سلاخی خواهد شد،
برو ،فقط برو0000!!!
نوشته شده در شنبه 92/12/10ساعت
10:45 صبح توسط دلشکسته نظرات ( ) |
Design By : Pichak |